خرید بک لینک
سلامهر سال عید که میشه میام اینجا یه سر میزنم، امسالم اومدم هم سال نو رو به همه تبریک بگم هم آرزوی بهترینها رو براتون داشته باشم سالی بدون جنگ بدون بیماری و پر از برکت و سلامت و موفقیت برای همه آرزو میکنم.پست پایین هم نوشتم که در توییتر فعال تر هستم.مراقب خوبیها و زیباییهاتون باشید. + نوشته شده در یکشنبه هفتم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 13:34 توسط علیرضا  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 10:21

اگر به یاد گذشته اومدید و سری به اینجا زدید بدانید که هنوز هستم ! یه روزی میام و دوباره اینجا رو سر و سامان میدم. تا اونموقع از توییتر پیگیر باشید. با تشکر فراوان

@persian_pesar

اسمم هم که همین persianpesar هست.

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:36

من با چمدونم اول این جاده منتظرت میشم تو هم اگه دیدی،تنهایی سخته برات،بیا بمون پیشم امروز اول نوامبر و دهم آبانه، یک سال از خروجمون گذشته، خوشحال نیستم این روزا، نه از نظر دوری و غربت و این حرفا، از نظر دیگه امیدوارم آدما در جاده زندگیشون وقتی باید بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 23:47

در طول یکسال یکی یا حداکثر دوتا چهارشنبه سبزدهم داریم، بابام همیشه میگفت از چهارشنبه سیزدهم بترسین، احتیاط کنین . کار خاصی انجام ندین. پارسال از قضا 13 مرداد چهارشنبه بود و کار خودشو کرد، امروز سالگرد اون اتفاق رو یادآوری کردم هرچند که تا ابد سایه ش در زندگیمون وجود خواهد داشت.

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:15 توسط علیرضا |

برچسب: چهارشنبه,سیزدهم, نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:56

اینجا رو برای این راه اندازی کردم که هم بیام خودمو خالی کنم و درد دلامو بنویسم و هم دفترچه خاطراتی باشه هم برای خودم هم برای آیندگانی که یه روزی بیان بخونن و شاید به کارشان آید. القصه با توجه به طولانی شدن و نامعلوم بودن روند موجود، تصمیم گرفتیم کار کنیم، الان در حذوذ 20 روزه که مشغول کاریم، تا هم درآمدی کسب کنیم و هم با مردم مختلف، رفتارها عقاید و نحوه برخورد با دیگران آشنا بشیم تا بعدها تجربه کسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:56

الان که اومدم بنویسم پست قبلیمو دیدم، درست بعد از 20 روز کار، سانحه ای اتفاق افتاد و دیگه نتونستم کار کنم !حالا نشستم دارم عکس ها و فیلمهای گوشیمو مرتب میکنم و بک آپ میگیرم، همینطور که نگاه میکنم با هر عکسی خاطراتش هم زنده میشه، از مادربزرگ و خونه ش ، از دوستای خوبم ، از خانواده ، از مراحل شروع سفر، قدم به قدم ، تا رسیدن و خونه گرفتن و ساکن شدن و ... الان که یادآوری میشه میبینم واقعا آدم حق داشتهادامه مطلب

برچسب: یادها,خاطره, نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:56

اولا که هنوز خونه پیدا نکردیم. ثانیا که وبلاگ نویسی رو از فیس بوک و تلگرام و باقی لوازم ارتباط جمعی بیشتر دوست میدارم. ثالثا که این وبلاگ با تشویق فهیم شروع شد و الانم داره ادامه پیدا میکنه، این شعر هم فهیم برام فرستاده از دکتر سید مهدی موسوی fahim:زل می زنم به آینه... می ترسم!این چهره، شکل واقعی مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:08

این پست باید دیروز نوشته میشد و قاعدتا باید اول آذر مصادف با 22 نوامبر باشه ولی امسال برابر شده با 21 نوامبر، بنابراین اونی که تولدش اول آذره دو روز تولد خواهد داشت، مثل آقا حمید تولدش مبارک و همه آذری ها. بهرحال نکته اینه که امروز سه شنبه است و امروز دومین هفته ای هستش که ما اومدیم، و خیلی زود گذشتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:08

امروز یک ماه شده که اومدیم همه چی خیلی زود گذشت، زمستون اینجا هم شروع شده، و هزینه های سوخت و انرژی اینجا بالاست، طبیعتا هزینه های حمل و نقل هم به نسبت ایران بالاتره. کلا پس از براورد و مشاهدات متعدد، به اتفاق به این نتیجه رسیدیم که روی هم رفته و در شرایط برابر با زندگی ایران، هزینه یک ماه زندگی اینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:08

داشتم اینو میخوندم داستانی از لغت موران سهروردی که تفاسیر مختلفش در یوتیوب هست میتونید ببینید، گفتم بعد از مدتی به عنوان یک پست مطرحش کنم ، بحث بر این است که طاووسی بوده و ماجرایی براش پیش میاد و به وضع موجودش عادت کرد و فراموش کرد که کجا بود و چه داشت و بعد که برگشت و فهمید، حسرتها خورد، امیدوارم کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:08

با سلام امروز وارد پنجمین ماه از زمان ورودمان به ترکیه شدیم، و این یعنی 120 روز گذشت، 120 روز با بیماری، 120 روز با نارحتی، 120 روز با انتظار، 120 با استرس، 120 روز بدون پول، 120 روز بدون کار در یک کشور غریب، 120 روز در سرمای طاقت فرسای یالوا، 120 روز از سخت ترین روزهای عمرمان گذشت، و در این 120 رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:08

آخرین روز سال در غربت

خاطراتی که کهنه خواهد شد

سال منحوس، سال بیماری

آدم از مرگ خسته خواهد شد

*

اولین روز سال در غربت

از همین یالوای بارانی

مینویسم که زنده بادا عشق

می ستیزم برای آزادی

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ساعت 3:3 توسط علیرضا |

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:08

برای مریم... . آزارش ندهید، او یک زن است، او یک زن است که روح لطیف و مهربان و آسمانی اش در این جسم مرد گرفتار شده است. او کسی است که از همه کودکی ، جوانی و دلبستگی هایش خداحافظی کرده، خاطراتش را در یک چمدان با خود اورده، به امید زندگی بهتر پا در راهی سخت و بی بازگشت گذاشته... آزارش ندهید ای پسر جوانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:08

چند وقته میخوام بنویسم حال و حوصله براش نیست، یه بار هم کلی نوشتم سیو نکردم همش پاک شد دیگه ننوشتم، روزگار خیلی زود داره میگذره و این گذشت سریع زمان نگرانم میکنه ازین میترسم که به بطالت بگذره هرچند برای مفید سازیش تلاش زیادی می کنم . ولی بهر حال در حال گذره دیگه و توقفش از کسی ساخته نیست، همه اولین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا زمانی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:08

صفحه بندی